چگونه فیلم نامه بنویسیم

همان طور که یک دستور العمل کلی برای درک فیلمها یا تفسیر آنها وجود ندارد ، برای نوشتن یک نقد تاثیر گذار و روشنگر نیز فرمولی نیست. تنها از طریق نوشتن و مدام نوشتن است که می توانید در این راه موفق شوید. اما آن چه که مشخص است ، ما با تحلیل فیلم ها به درک والاتری از آنچه که به ما لذت داده نائل می شویم و امکان آن را می یابیم که آن درک را با دیگران قسمت کنیم ، اگر در این راه موفق شویم ، خود نوشته به ما و به خوانندگان ما لذت خواهد داد.

نکاتی که در زیر بیان شده می تواند شما را برای ورود به عرصه نویسندگی درباره فیلم راهنمایی کند:

• عمده متن هایی که درباره یک فیلم نوشته می شوند تحلیلی هستند. بدین معنی که اگر قصد نوشتن درباره یک فیلم را دارید باید از قوه درک وتحلیل خوبی برخوردار باشید ، یعنی باید بتوانید بخش های مختلف فیلم را بررسی کنید و بین آنها ارتباط بر قرار کنید. این به شما کمک می کند تا بتوانید کارکرد بخش های مختلف را برای رسیدن به هدف نهایی فیلم بیابید و بدین ترتیب به یک نتیجه گیری درست و منصفانه دست یابید و نوشته ای خوب و قابل استناد ارائه دهید. اگر بدانید بسیاری از فیلم ها و فیلم سازان که نامشان در تاریخ سینما ثبت شده تا چه حد مدیون همین نوشته ها و اظهار نظرهای منتقدین و نویسندگان عرصه سینما بوده اند متوجه می شوید در چه راهی قدم گذاشته اید. حال اگر این قدرت را در خود می بینید ، علاقه دارید وحاضرید ملزومات آن را نیز فراهم کنید ... .

• در ابتدا باید بدانید نوشتن درباره فیلم هم مانند نوشتن درباره هر موضوع دیگری نیاز به کسب اطلاعات و آگاهی دارد. گمان نکنید تنها علاقه کافی است. شاید در حال حاضر، سینما تنها چیزی باشد که برای درک و کسب آگاهی درباره جنبه های مختلف آن باید نقبی به همه علوم زد. ادبیات ، سبک های هنری ، تاریخ ، سیاست ، جامعه شناسی ، صنعت ، اقتصاد و ... هریک جایگاه خود را در عالم سینما دارند. از این نکته به راحتی نگذرید ، درست است که عمده تولیدات سینمایی چه در کشور ما و چه در کشورهای دیگر آثار متعارفی هستند اما بسیاری از همین آثار نیز متاثر از برخی جریان ها بوده اند. مثلا وقتی در نوشته ای می خوانید این فیلم یک فیلم « نوار مدرن » است ، ابتدا باید بدانید یک فیلم نوار ( Film- Noir ) واقعا چیست ، چه نشانه هایی دارد تا بتوانید تشخیص دهید این فیلم رگه هایی از فیلم نوار را دارد اما با رویکردی مدرن ( البته این که خود مدرن یعنی چه هم بحث دیگری است ) ، توجه داشته باشید شما به راحتی نمی توانید چنین ادعاهایی را بکنید مگر آنکه حقیقتا دلایل مستدل و قانع کننده داشته باشید که این مستلزم اگاهی درست است. پس در همین ابتدا یک نکته را برای خود روشن کنید: وارد حیطه هایی که درباره آن آگاهی ندارید نشوید. مثلا جنبه های تکنیکی و فنی فیلم به گونه ای است که حتی شما باید خودتان عملا این کارها را کرده باشید , که بتوانید تشخیص دهید که آیا جذابیت بصری این صحنه حاصل کار کارگردان است ، فیلم بردار و یا حتی تدوین گر و یا برای مثال فیلم برداری این فیلم خوب بوده و یا نه خیلی هم ضعیف بوده. پس یک کلک دیگر را هم یاد بگیرید :

اگر مثلا فیلم برداری یک فیلم چشمتان را گرفته ولی نمی دانید واقعا نظر شما از دید کارشناسان تا چه حد درست است ، درباره فیلم برداری فیلم بگویید اما احساسات خود را کنترل کنید، واژه هایی که بار معنایی زیادی را به خواننده منتقل می کنند مثل فوق العاده ، عالی ، اسطوره ای و... را به کار نبرید.

اگر بخواهیم این بخش را جمع بندی کنیم :

1) شما در ابتدای راه هستید پس در تجربه های اول اصلا به سراغ فیلم های خاص نروید. سعی کنید به سراغ فیلم های خارجی هم نروید ، بهتر است از تولیدات سینمایی خودمان شروع کنید ، باید توجه داشته باشید بخش زیادی از تولیدات هنری به ویژه سینمایی در هر کشوری متاثر از مناسبات سیاسی و اجتماعی و... آن کشورها هستند و شما ابتدا باید اشراف کامل به این مسائل داشته باشید ( البته با گذشت زمان ، کسب آگاهی و تجربه می توانید پا در همه عرصه ها بگذارید).

2) شما می خواهید اثری مکتوب ارائه دهید و نامتان را در زیر آن حک کنید ، اثری که ممکن است آدم های زیادی آن را بخوانند و رویشان اثر بگذارد ، پس باید اصول اخلاقی را رعایت کنید: سلیقه شخصی شما نباید بیش از حد نوشته تان را تحت تاثیر قرار دهد ، باید نوشته شما منصفانه باشد ، جنبه های منفی را در کنار جنبه های مثبت بررسی کنید ( نقد تنها به معنای ایراد گیری نیست ) و...

• چون در ابتدای راه هستید ، بهتر است با مقاله های استدلالی شروع کنید ، در این صورت شما می خواهید نظر خود را درباره فیلم بیان کنید و با پیش کشیدن استدلالی از آن دفاع کنید. در این حالت شما در طرح ریزی برای نوشتن مقاله سعی خواهید کرد که نظرات و شواهد خود را درون یک فرم خطابه ای قالب ریزی کنید.

• احتمالا انتخاب فیلمی که باید تحلیل شود مشکل بزرگی نخواهد بود. شاید چیزی دارد که شما را جذب خود می کند ، یا شنیده اید که ارزش بررسی دقیق را دارد. کار مشکل تر از آن ، جزئی نگر بودن درباره چیزهایی است که می خواهید درباره آن فیلم بگویید. جذاب ترین یا منقلب کننده ترین چیزی که در ارتباط با این فیلم به ذهن شما رسیده کدام است؟ چه چیزی فیلم را در خور توجه کرده است؟ آیا این فیلم جنبه ای از فیلم سازی را با وضوحی خاص نشان می دهد؟ آیا تاثیر غیر متعارفی روی بیننده می گذارد ؟ آیا معانی ضمنی آن دارای اهمیت ویژه ای هستند؟ و...

جواب هایی که به این پرسش ها می دهید تز تحلیل شما را تشکیل خواهند داد. تز ، مثل هر نوشتاری عبارت است از آن ادعای محوری که استدلال شما پیش می کشد. تز شما نوعا ادعایی خواهد بود درباره کارکردهای فیلم ، تاثیرات آن یا معانی آن ( یا ترکیبی از این سه جنبه). به عنوان مثال در درباره فیلم بازی ( 1995 – The Game ) تز خود را بر روی نحوه دستیابی فیلم به جنبه های تعلیق و غافل گیری استوار می کنیم و از این پس کار ما اثبات موفق یا ناموفق بودن این جنبه از فیلم است.

وقتی می گوییم تحلیل ، بلافاصله تجزیه آن به اجزای تشکیل دهنده اش به ذهن خطور می کند. تز شما یک ادعای کلی است درباره کارکردها ، تاثیرات یا معانی فیلم. تحلیل شما باید نشان دهد که این کارکردها ، تاثیرات و معانی چطور از کنش و واکنش متقابل اجزای مختلف فیلم ، نتیجه می شوند. مثلا وقتی ادعا می کنید در فیلم بازی تحول شخصیت نیکلاس ون اورتون به خوبی و به شیوه ای جذاب نشان داده شده است می توانید ادعای خود را با تحلیل شخصیت او دریک سوم اول فیلم ، یک سوم میانی و یک سوم پایانی فیلم اثبات کنید.

• در بیشتر موارد ، بهتر است پیش از شروع عملی به نوشتن مقدمات کار را فراهم کنید. می توانید ، فیلم را بخش بندی کنید. حال این بخش بندی می تواند یک بخش بندی کاملا جزئی باشد مانند بخش بندی صحنه به صحنه یا حتی یک بخش بندی دو قسمتی باشد مثلا نیمه اول فیلم و نیمه دوم فیلم. ( بخش بندی های جزئی نگر بسیار مفیدند. این کار باعث می شود که فرم کلی فیلم برای شما آشکار شود و بدین ترتیب خواهید توانست الگوهای تکرار ، تنوع و بسط را که به فیلم کلیت می بخشند پیدا کنید. البته این نوع بخش بندی ممکن است در ابتدا مشکل به نظر برسد و همین طور هم هست و نیاز به تمرین دارد).

بخش دیگری از کارهای مقدماتی یادداشت برداری دقیق از انواع تکنیک های به کار رفته شده در فیلم ( چه تکنیک های روایی ، چه تصویری و...) است. بعد از این که ساختار سازمانی کلی فیلم را شناختید ، می توانید تکنیک های شاخص را شناسایی کنید ، الگوهای به کار گیری تکنیک ها را در سراسر فیلم پیدا کنید و کارکرد آن تکنیک ها را در فیلم معلوم کنید.

اغلب ، نویسندگان تازه کار مطمئن نیستند که چه تکنیک هایی به تز آنها بیشتر مربوط هستند ، گاهی می کوشند که هر صحنه ، قطع یا حتی لباس هنرپیشه را تشریح کنند و خود را با این اطلاعات خفه می کنند. بهترین راه این است که بدانیم ما نمی توانیم همه جزئیات فیلم را بررسی کنیم مگرآنکه قصد داشته باشیم درباره یک فیلم یک کتاب قطور بنویسیم پس بهترین راه این است که خود را گیج نکنیم ، پیشاپیش ببینیم چه تکنیک هایی دارای بیشترین مناسبت ها با تزی که قصد اثباتش را داریم ، هستند. مثلا در فیلم بازی ( با توجه به ادعایی که کردیم ) ، بازیگری مهم است و نیز نوع چیدن صحنه ها یا به اصطلاح فرم روایی داستان. پس به این ترتیب اگر می خواهیم نوشته ای منسجم و قابل قبول تهیه کنیم باید از بین اطلاعاتی که جمع کرده ایم ، برخی را که بیشتر به درد هدف ما می خورند نگه داریم و باقی را با خونسردی کنار بگذاریم.

• حال که شما صاحب تزی شدید ، به فرم کلی فیلم وقوف یافتید و یادداشت هایی راجع به تکنیک های مربوط به تز خود تهیه کردید ، آماده اید که نقد تحلیلی خود را سر و صورت دهید:

به طور کلی اغلب نوشته های استدلالی دارای این ساختار درونی هستند:

 

مقدمه

اطلاعات زمینه

ارائه تز

بدنه

ارائه دلایلی برای باوراندن تز

شواهد و مثال هایی در اثبات تز

نتیجه گیری

یادآوری تز و بحث درباره دلالت های فراگیر تر آن

در بخش آغازین ، هدف این است که خواننده را به درون استدلالی که ارائه خواهد شد بکشانید ، و تز را در پایان آن ارائه دهید. کوتاهی و بلندی مقدمه به میزان اطلاعات زمینه مورد نیاز بستگی دارد. توجه داشته باشید مقدمه ( اطلاعات زمینه ) بیشتر کلی گویی است. مثلا شما قصد تحلیل یک فیلم جنگی را دارید ، در این جا ممکن است پیش از پرداختن به خود فیلم به جایگاه فیلم های جنگی در سینما بپردازید و در لابه لای همین بحث کلی نکاتی را مطرح کنید که به تز شما درباره آن فیلم خاص بر می گردد و سر انجام تزتان را مطرح کنید.

در بخش بدنه دیگر همه چیز در دست شماست. باید ابتکار به خرج دهید تا بتوانید ادعایتان را به خوبی ثابت کنید ، آوردن مثال هایی از فیلم بسیار به شما کمک خواهد کرد. بدنه تحلیل هر چه پیشتر می رود باید دلایل محکم تر و موشکافانه تر برای باوراندن تز ارائه دهد. توجه کنید ممکن است نکته ای که از نظر شما نقطه قوت فیلم است از نظر کسی دیگر نقطه ضعف فیلم باشد پس تلاش کنید دلایلتان تا جایی که می شود قانع کننده باشد.

و اما در مورد پایان بندی ، پایان بندی فرصتی است برای این که تز را بار دیگر پیش بکشیم ( به ظرافت ، نه با تکرار کلمه به کلمه گفته های قبلی ) و آن را به خواننده یادآوری کنیم. پایان بندی در عین حال فرصتی است که قدری فصاحت ، یک نقل قول موثر ، بخشی از خود فیلم یا ... را به نوشته خود بیفزاییم. به دنبال چیزی باشید که به واسطه آن بتوانید یک پایان بندی جانانه خلق کنید.

• سعی کنید نوشته های منتقدین بزرگ را بخوانید ، شاید آنها بهترین کلاس درس برای شما باشند. البته این به معنی تقلید نیست ، بلکه این کار نوعی الگو برداری است و به شما دید بهتری می دهد و حتی ممکن است ابعاد تازه ای را در این کار برای شما آشکار کند.

 

نقطه دید در داستان فیلم

 

هر داستانی در زمان و مکان خاصی اتفاق می‌افتد. وقتی حادثه‌ای رخ می‌دهد، زاویه دید ما در جایی قرار دارد که از آن برای توصیف رفتار شخصیت​ها، کنش و واکنش آنها بهره می‌بریم.

نقطه دیدی که ما برمی‌گزینیم، می‌تواند تاثیر زیادی بر واکنش مخاطب نسبت به صحنه، نحوه صحنه‌پردازی و فیلمبرداری از آن توسط کارگردان داشته باشد.

ما می‌توانیم خود را در هر مــــــکانی از فضای 360 درجه اطراف کنش تصور کنیم، یا در مرکز یک کنش قرار بگیریم و به فضای پیرامونی آن بنگریم و این نقطه دید، تاثیر خاص و متفاوتی بر همدلی بیننده و عواطف او دارد. این نقطه دید مربوط به درون یک صحنه است که برای ما تعریف می‌شود، اما گذشته از نقطه دید درون صحنه، نقطه دیدی هم در داستان نهفته است که برای مثال می‌توان در تماشای یک فیلم سینمایی نزدیک به دو ساعت آن را کشف کرد.

اگر بتوانید در یک فیلم سینمایی دو ساعته بین تماشاگران و تنها یکی از شخصیت‌ها رابطه‌ای پیچیده و عمیقا رضایت‌بخش ایجاد کنید و درواقع نوعی درک و درگیری که برای یک عمر ادامه پیدا کند به وجود آید، کاری به مراتب بیشتر از اغلب فیلم‌ها در مقام نویسنده یا کارگردان به منزله روایتگر داستان انجام داده‌اید. پس بهتر است کل داستان از نقطه دید قهرمان طراحی شود.

 در این حالت باید با قهرمان هماهنگ بود، او را کانون دنیای تخیلی خود قرار داد و تمام داستان را با تمام جزئیات و ریزه‌کاری‌هایش ایجاد کرد. در این صورت تماشاگر حوادث را هنگامی که برای قهرمان روی می‌دهد، مشاهده می‌کند. این روش به تجربه پایاپای حادثه توسط تماشاگر همزمان با قهرمان منجر می‌شود و جایگاهی یکسان و چه‌بسا در مواردی، موضعی بالاتر را برای مخاطب به ارمغان می‌آورد. همچنین این شیوه در داستانگویی هم به مراتب دشوارتر، اما جذابتر و باورپذیرتر از سایر روش‌های داستانگویی است.

راهکاری ساده را هم می‌توان برای تحقق این هدف در نظر گرفت. این‌که دائم در زمان و فضا پرش کنیم و تکه‌ها و قطعاتی را برای راحت‌تر کردن معرفی برش دهیم و برداریم. هرچند باید در نظر گرفت این اقدام ممکن است به پراکندگی داستان هم منجر شود و قصه کشش خود را تا حد زیادی از دست بدهد.

شکل دادن به داستان براساس نقطه دید انحصاری قهرمان مثل موقعیت محدود قراردادهای ژانر و ایده ناظر نوعی انضباط خلاقه و موقعیتی دوسویه و دوگانه است. یعنی در عین حال که ضابطه‌ای برای پیشبرد حوادث داستان در بستری مشخص فراهم می‌کند، امکان اجرای خلاقیت را همچنان حفظ می‌کند. این کار چارچوب خاصی به تخیل تحمیل می‌کند و باعث می‌شود نهایت تلاش را به کار گیرید و حاصل آن هم پدید آمدن شخصیت و داستانی منسجم، روان و به یاد ماندنی است.

 

نکاتی در ساختن فیلم کوتاه

 

یک فیلمنامه ی فيلم كوتاه می تواند شانس خوبی برای یک نویسنده باشد. اما برای اینکه شانس خوبی به حساب اید باید سعی کنید فیلمنامه ی خود را به بهترین شکل ممکن ارائه دهید.

 فیلم های کوتاه از نظر ساختاری چیزی کمتر از داستان گویی سینماتیک ندارند. اگرچه احتمالآ دارمدی از أن نخواهید داشت و یا با پخش آن در تلویزیون با محدودیت هایی مواجه خواهید شد اما فیلم های کوتاه گاهی اوقات در سینماها پخش می شوند یا جایزه هایی می برند در واقع مانند مقدمه ای برای استعداد شما هستند.

بهترین قسمت در مورد فیلم کوتاه این است که هر چیزی می تواند باشد. بعد از بودجه یا محدودیت های فیلم برداری بزرگترین محدودیتی که بوجود می آید ذهن خود ماست. سعی کنید ذهن خود را آزاد بگذارید تا براحتی از یک موضوع به موضوعی دیگر بپرد و یا یا بیان های مختلف برای موضوع شما جستجو کند.

فیلم عبارت است از تعریف داستان به زبان تصویر که در واقع اقتصادی ترین روش برای بیان داستان است. و در فیلم های کوتاه اقتصاد مهمترین مسئله است.  قانون طلایی فیلمسازی را به یاد آورید: نشان دهید, نگویید. ایده و داستان را می تواند فقط با تصویر در ذهن بیننده پروراند بدون اینکه نیاز باشد مستقیمآ موضوع داستان را بگویید. پس در فیلم کوتاه شما فقط با تصویر بدون وابستگی به منطق و زمان می توانید داستان خود را بیان کنید.

بهترین فیلم های کوتاه اغلب لحظاتی هستند که بطور عادی اتفاق می افتند اما دارای داستانی درون خود هستند. مانند کشمکشی که باید حل شود و یا محدودیت زمانی که برای انجام کاری وجود دارد یا مسئله ای وجود دارد که شخصیتی یاد انتخاب کند. در واقع فیلم کوتاه بهانه ای برای شکستن قوانین نیست بلکه فرصتی است تا در حد ممکن به مرزهای قوانین سینماتیک برای داستان گویی فشار بیاورید.

درباره نحوه ی نمایش فیلم خود فکر کنید. آیا داستان شما دارای پتانسیلی برای بیان جهانی می باشد؟ بینندگانتان چه چیزی خواهند فهمید و چه زمانی خواهند فهمید؟ چه چیزی حدس خواهند زد؟ چه سوالاتی خواهند داشت که نیازمند جواب است؟ و چه چیزی می توانید نشان دهید بدون اینکه لازم باشد آن را بگویید؟

 

نکات کلیدی در نوشتن فیلم کوتاه

 

هر چه کوتاهتر بهتر

شما با فیلمی مثلآ حدود ۳ دقیقه بیشتر مورد توجه قرار می گیرید تا با فیلمی حدود ۲۰ دقیقه. ساختار فیلم کوتاه شاید به شما محدوده ای حدود ۳۰ دقیقه را اجازه دهد اما محدود فیلم کوتاه هایی هستند که با چنین مدت زمانی مورد توجه قرار می گیرند. داستان ها را در هر مدت زمانی می توان بیان کرد. حتی می توان فیلمی ۳۰ ثانیه ای با ساختار کامل داستانی بیان کرد.

 

ساده بگیرید

 

مسائل جنسی, سفر در زمان, سرقت جواهرات یا به راه افتادن سیلابهای خطرناک!!!

از اینگونه مسائل پیچیده دوری کنید. موضوع را ساده و کوتاه بگیرید. دادن اطلاعات بیش از حد در کمتر از ۱۰ دقیقه بینندگان شما را بیشتر مظرب می کند تا اینکه آنها را سرگرم کند. یک مدل بیان یا نقطه داستانی در نظر بگیرید و دقیق و واضح موضوع خود را بیان کنید تا تعقیبش آسان باشد.

 

نقطه شروع

 

بعد از اینکه موضوع خود را انتخاب کردید در این مورد که از کجا برای تعریف آن شروع کنید فکر کنید. نقطه شروع می تواند هر کدام از لحظات ماجرا باشد و مهم این است که بتوانید بیننده ی خود را با نحوه ی بیان خود کنجکاو نگاه دارید.

 

بالانس و تعادل

 

نصف وقت خود را صرف بیان شخصیت خود نکنید که بعد ماجرا بلافاصله اتفاق افتاده یا شخصیت را در تختش بخوابانید و به سراغ عناوین بروید. از آنجایی که زمان کوتاه است و همه چیز به سرعت اتفاق می افتد سعی کنید برای تمامی نقاط داستانی مدت زمان برابری داشته باشید.

 

از درام سنگین دوری کنید

 

ببخشید اما باید پذیرفت که برای اکثر ما غیر ممکن است که در مدت زمان کوتاهی با موضوع و شخصیت ها ارتباط برقرار کنیم و سپس درام سنگینی را بپذیریم. مثلآ اگر علی اشتباهآ به سارا شلیک کرده باشد درک و کنار آمدن با این موضوع دشوار است چرا که ما چند دقیقه بیشتر آنها را نمی شناسیم. شاید گریه و اندوه علی به بهترین نحو اجرا شده باشد اما اگر بینندگان به میزان کافی مقعیت و شخصیتها را نشناخته باشند بیشتر از یک سکوت غیر قابل تحمل چیزی عاید شما نمی شود. البته نویسندگانی وجود دارند که در این مورد استثنا هستند اما برای اکثر ماها و بخصوص مبتدی ها از احساسات سنگین دوری کنید.

 

برای دیدن سرگرم کننده باشد

 

منظور این نیست که صحنه های آتش بازی داشته باشید یا با هرزگی یا از هنرپیشه های خیلی زیبا استفاده کنید, این مسئله ای نیست که موقع نوشتن فیلمنامه بتوان به آن تضمین داد.

سعی کنید صحنه هایی یا لحظاتی را خلق کنید که حداقل خنده ای یا مختصرآ ترسی ایجاد کنید. چیزی که مردم بخواهند بعدآ به دوستانشان نشان دهند. وقتی فیلمی کوتاه است بهتر است یک جمله ی اسای و اصلی داشته باشد.

 

موضوع مهمتر از کلاس کار

 

فیلمنامه ای ننویسید که هول محل خاص و ژیچیده ای است یا طوری باشد که مثلآ کرجی یا ویلای شیکی دارید که می خواهید حتمآ انجا فیلم بگیرید که آنرا به نمایش بگذارید. ببینده به محل فیلمبرداری مثل کرجی یا ویلا یا فضا یا مقابل فلان رستوران گران قیمت بودن اهمیتی نمی دهد مگر اینکه شما بخواهید او را مجبور کنید.

 

مراقب کلیشه ها باشید

 

زیرا بسیاری از آنها در فیلم های کوتاه وجود دارند. مانند: استخدام قاتل, دزدی مسلحانه از پستخانه, آدم هایی که می بینند خودشان می میرند یا مرده اند, کودکانی که نماد معصومیت هستند, روابط غیرمشروع یا تجاوزی, فیلم های در مورد نوشتن یا فیلمسازی, تعریف جوک ها و یا غرق در خود شدن.

چیزی بنویسید که آنرا میدانید و احساس می کنید تا اینکه موضوع دست دومی باشد که از فیلم دیگری دیده اید. بیانی استفاده کنید تازه و منحصربفد و غیر منتظره باشد. چنین فرصتی را خیلی در کار نویسندگی خود بدست نخواهید آورد.

 

در مورد ساختن آن فکر کنید

 

همیشه با بودجه ای کم و محدود فکر کنید. هیچوقت پول کافی برای ساختن فیلم کوتاه وجود ندارد. به یاد داشته باشید تکنولوژی دیجیتال بسیاری از سختی ها را برای فیلمسازان هموار کرده است. پس بهتر از در این مورد هم اطلاعات داشته باشید تا با بهترین استفاده از آن راحتترین و ارزان تر راه را برای فیلمسازی انتخاب کنید. به یاد داشته باشید بودجه که به این معنی نیست که فیلم کوتاهی بسازید که به نظر کم ارزش و ارزان بیاید مگر اینکه شما خواستار کم ارزش جلوه دادان آن باشید.

 

 

کارگردانی فیلمنامه خود بزرگترین تله برای نویسنده ها

 

بسیاری از فسلمسازان با استعداد داستان های خود را می نویسند. اما مراقب کارگردانی کار خود باشیدزیرا شما می خواهید کار خود را در طی پروژه کنترل کنید. همکاری خلاقانه تجربه ی بسیار مفیدی برای شما باشد اما اگر شما یک کارگردان بی تجربه باشید اما دارد نوشته ی خود را خراب کنید. به فستیوال بروید و با افراد آشنا شوید کسانیکه می توانید با آنها در ایم ضمینه همکاری کنید.

 

 

فکری برای ارائه ی فیلمنامه خود کنید

 

کار سختی نیست که نوشته ی خود برای خواندن آسان کنید. و همیشه ارزش این را دارد که کار خود را بازنویسی یا ویرایش کنید. هیچ عذری برای عدم ارائه کارتان به بهترین شکل ممکن وجود ندارد.

 

تا جایی که می توانید فیلم کوتاه ببینید

هیچ منبعی بهتر از دیدن فیلم کوتاه و هیچ چیزی بهتر از دانستن چیزی هایی که قبل از شما ساخته شده نیست. این کار می تواند به خلاقیت شما  و باز کردن محدودیت های تفکری ذهن شما کمک کند.

 

نکاتی که باید مراقب آن باشید

منطق ها یا دنیاهایی که با هم در تضاد هستند
ایده هایی که بیش از حد مفهومی هستند
کمبود بیان داستانی
کمبود پرداخت شخصیت ها
کمبود تمرکز و برش
حرکت و تکرار بی هدف
دیالوگ تشریحی
جوک های طولانی که جمله اساسی ناموفقی دارند
پس از نوشتار فیلمنامه شما می توانید وارد مرحله ساختن فیلم کوتاه شوید.

نویسنده : امید فرشی