آمورزش کار با پرده کروماکی در نرم افزار ادیوس


نحوه کار با فیلتر کروماکی ادیوس


در این بخش ما برای شما فیلتر کروماکی را توضیح خواهیم داد و قبل از توضیح به شما یاد می دهیم که چگونه با برنامه ادیوس فیلم خود را کروماکی نماید .

برای شروع یک فیلم و یا عکس که دارای پرده آبی باشد را وارد ادیوس می کنیم .


مرحله اول : از گزینه افکتها با استفاده از فیلتر کروماکی effect/keyers/choromakey فیلتر مورد نظر را روی فیلم خود اعمال می کنید .

مرحله دوم - حالا وارد تنظیمات فیلتر می شوید برای دسترسی به تنظیمان مطابق شکل با استفاده از پنجره information وارد تنظیمات فیلتر خواهید شد . 

مرحله سوم : با استفاده از تب اول که گرد رنگ می باشد شروع به برداشتن لایه آبی یا سبز می کنید .

برای برداشتن با استفاده از قلم موی رنگی که در بغل افکت هست کلیک کرده و روی پرده آبی و یا سبز کلیک می کنید و پرده حذف می شود 

مرحله چهارم : با استفاده سایر پارامترها و جابجایی طیف رنگی می توانید نتسجه دلخواه را به دست آورید .

نکته ای که باید بدونید اینه که نوع فیلم و کیفیت فیلم و حتی نو پرده ابی و یا سبز در فیلم باید دقیق و درست باشد در غیر اینصورت عمل کروماکی بد انجام خواهد شد .


اما کروماکی چیست ؟

در تصویر کروماکی یک طیف رنگ با دامنه و فرکانس مشخص می تواند کروماکی محسوب شود. در کروماکی می توان از هر رنگی استفاده کرد . اما معمولا این کار را نمی کنند. بهترین طیف رنگ برای کروماکی رنگ های سبز و آبی هستند. اما از بعضی رنگ های دیگری هم می توان استفاده کرد. مثل یعضی از نماهای کروماکی ماتریکس که هم آبی و هم ماژنتا (ارغوانی) بود. یا رنگ زرد که در دهه 70 میلادی در هالیوود باب شد. (مثل فیلم دکتر Who یا آوای جنوب). نارنجی هم در فیلم آپولو 13 به کار رفت و قرمز را هم به عنوان رنگ کروماکی در فیلم Airforce1 استفاده کردند. اما همانطور که گفتم ، حالا دیگر رنگ های آبی و سبز متداول ترند. چرا؟

رنگ آبی در کروماکی بیشتر به درد سینما و رنگ سبز بیشتر به درد تصویر ویدئو می خورد. نوع طیف رنگ ها در نگاتیو به صورتی است که می توان آبی را بهتر حذف کرد. (البته برای تصویر کروماکی باید از نگاتیو مخصوص کروماکی استفاده کرد. مثل نگاتیو T-V max 200 کداک)

علاوه بر این ، رنگ آبی به خاطر آنکه تکمیل کننده صورت انسان است ، برای کروماکی از مثلا دود یا جلوه های ویژه بدون انسان پرکاربرد تر است. سبز اما در دیجیتال پرطرفدار تر است. چون دوربین های دیجیتال می توانند سیگنال های سبز را با Gain پایین تر و شرایط نوری ضعیف تر از رنگ آبی شناسایی کنند. به همین خاطر نورپردازی پرده سبز در ویدئو راحت تر از نگاتیو است. گاهی اوقات هم به دلیل وجود رنگ های مشابه از طیف های مخالف هم استفاده می شود.


سوم : چطور یک پرده کروماکی بسازیم ؟

فرض را بر این می گیریم که می خواهیم با آبی یا سبز کروماکی بگیریم. (تقریبا 99 درصد مردم جهان هم همین کار را می کنند. شما که جزو آن یک درصد نیستید؟)

ده ها راه برای ساخت یک پرده کروماکی وجود دارد. باید بدانیم هر آبی یا هر سبزی برای کروماکی مناسب نیست.

اول : حرفه ای ها:


حرفه ای ها از مواد مخصوص کروماکی استفاده می کنند. پرده های مخصوص کروماکی یا نوارهای رنگی مخصوص برای این کار در بازار وجود دارد. می توان از رنگ مخصوص کروماکی هم استفاده کرد. سیستم جدیدی هم به نام کرومات تازه به ایران آمده و فوق العاده است. 

رنگ کروماکی : یک لیتری اش می شود 20 هزار تومان. یک نوع رنگ پلاستیک است و برای کروماکی تعریف شده . می توانید تا 3 متر مربع را با یک قوطی رنگ کنید. ROSCO که یک کارخانه سازنده فیلتر های نوری است ، رنگ مخصوص کروماکی را تولید می کند که از بقیه بهتر است.

کرومات : در این سیستم از پارچه ای که مخصوص کروماکی ساخته شده استفاده می شود. در حالت عادی این پارچه خاکستری رنگ است. پارچه را پشت سوژه نصب می کنید . حالا یک حلقه مخصوص نوری را که با LED کار می کند دور لنز می بندید . وقتی حلقه را روشن مب کنید ، نور آبی یا سبز چراغ های کوچک LED از حلقه به پارچه تابانده می شود. داخل پارچه میلیون ها کریستال کوچک است. این کریستال ها نور آبی یا سبز را دوباره به لنز منعکس می کنند. در نتیجه دوربین پارچه را یکدست آبی یا سبز می بیند. دیگر هیچ نیازی به دنگ و فنگ های پرده های عادی نیست. رنگ هم لازم ندارید. حتی نورپردازی هم نمی خواهد. در تاریکی مطلق هم اگر رینگ کروماکی را روشن کنید ، نور یکدست خواهید داشت. به همین خاطر فقط لازم است سوژه نورپردازی شود. البته برای کار تجربی کمی گران است. 2 متری اش را باید روزی0 3 هزار تومان اجاره کنید. و قیمت اجاره 6 متر در 5 مترش هم روزی 150 هزار تومان است. اما خیلی راحت است.

 

1- چلوار: این یکی برای وقتی خوب است که بخواهید پارچه را رنگ کنید. (چون چلوار سفید است.) فقط باید نوع رنگ را دقت کنید. آبی فیروزه ای یا سرمه ای اصلا مناسب نیست. آبی نیمه روشن معمولی.

2-کتان : کتان آبی یا سبز خوب اگر پیدا کنید که عالی است. هم سخت است ، هم نور را منعکس نمی کند و هم یکدست است. رنگش هم خیلی سخت می رود. فقط نصب کمی سختی دارد.

 3- ابریشم مصنوعی: راستش را بخواهید این را فقط نوشتم که بگویم چند پیشنهاد کرده ام. درست است که خیلی سبک و خوب است. اما آنقدر نازک است که شاید موقع نورپردازی بسوزد. نور را هم منعکس می کند. گران است... آخر کدام آدم عاقلی ابرشم را برای کروماکی استفاده می کند؟!

4- پلی استر : این بهترین انتخاب شماست. هم سبک است و هم رنگ یکدست دارد. فقط ماتش را بخرید.


چند متر بخریم؟

هرچقدر خودتان می خواهید. فقط حواستان باشد که پرده در بکراند قرار می گیردو طبیعتا ابعاد بیشتری را می طلبد. برای یک نمای مدیوم شات ثابت از یک نفر حداقل 2 متر مربع بخرید. لازم نیست کل بکراند سوژه را پرده بزنید . حاشیه سوژه هم کروماکی باشد کافی است. موقع تدوین می توانید اطراف سوژه را تا لبه کروماکی ببرید.


چطور نصب کنیم؟

سعی کنید اگر پارچه تان ضخیم نیست ، به دیوار وصل کنید. اگر پارچه چروک دارد حتما حتما قبل ار نصب اتو کنید. لکه هم نباید روی پارچه باشد. پارچه باید کاملا صاف و یکدست نصب شود. اگر می خواهید پارچه را از یکجا آویزان کنید ، زیر پارچه وزنه بگذارید تا صاف بماند. اگر در محیط خارجی تصویر می گیرید ، پارچه نباید با باد تکان نرم بخورد. صاف صاف صاف


چهارم : پلی استر

در یک نمای کروماکی شما در اصل دو سوژه دارید : سوژه (یا سوژه ها) و خود پرده. سخت ترین قسمت کروماکی همین جاست : نورپردازی پرده

حتما بین سوژه و پرده حداقل 2 متر فاصله بگذارید. (3 متر و بیشتر بهتر است) اینطوری سایه سوژه (ولو خیلی کم) روی پرده نمی افتد و نور پرده و نور سوژه با هم تداخل پیدا نمی کنند. هرچقدر این فاصله بیشتر باشد بهتر است. چون هم نورها با هم قاطی نمی شوند و هم عمق میدان زیاد می شود و به همین خاطر تصویر پرده فلوتر می شود و لک و پیس ها و لکه های نوری محو می شوند.

حالا اول نور سوژه تان را بدهید. حواستان باشد که قرار است سوژه در کجا باشد. بنابراین نور سوژه را بر همان مبنا تنظیم کنید. بازیگر و خودتان را هم توجیه کنید که قرار است چه تصویری به جای کروماکی بیاید تا بتواند حس بگیرد یا حس بگیرید!. مثلا خود من وقتی یک ویدئو آرت را تصویربرداری می کردم ، قرار بود که بازیگر را در تابلوهایی از ونگوگ ، مونه و رامبراند ببینیم. پس اول هر نقاشی را پرینت رنگی گرفتیم و روی کالک سوژه را در محل تابلو ، نقاشی کردیم. بعد نورپردازی را بر مبنای تابلو انجام دادم. مثلا سوژه روی صندلی نشسته بود و در نقاشی اصلی نوری از پنجره بالایی بر کل اتاق می تابید. پس من هم یک نور را از بالا و چپ روی بدنش انداختم.

وقتی نور سوژه را کامل کردید به سراغ نور پرده بروید. اگر یادتان باشد گفتم که رنگ سبز برای دیجیتال بهتر است. چون کمتر نور می خورد. نور پرده باید آنقدر یکدست باشد تا دوربین کل پرده را یک رنگ ببینید. اگر سوژه و پرده به هم نزدیک باشند نورها با هم تداخل می کند و هر دو نور را خراب خواهد کرد. ممکن است انعکاس نور پرده روی قسمت هایی از سوژه بیفتد و کروماکی را خراب کند به هر حال باید نور زیادی را برای پرده به کار ببرید. بهترین راه استفاده از دو منبع نوری با قدرت 2000 وات است. هر دو منبع را از دو طرف با زاویه به صورت غیر مستقیم به پرده بتابانید. نباید یک جای پرده روشن تر از قسمت دیگرش باشد.

بهتر است یک نور بک لایت هم برای سوژه طراحی کنید. طوری که حاشیه بدن سوژه پرنور تر از سایر قسمت های بدنش باشد. اینطوری خیلی بهتر می تواید کروماکی بگیرید. برای این کار از پشت و بالای سوژه یک منبع نوری SPOT به پشت سوژه با زاویه 45 درجه بتابانید. (کاش می شد نقشه اینها را می کشیدم و می گذاشتم اینجا. نمی شود عکس از خارج اینترنت به مطالب اینجا اضافه کرد؟(

راستی حواستان به لباس های سوژه هم باشد. اگر برایتان خیلی مهم نیست از رنگ های کاملا مخالف پرده استفاده کنید. ممکن است یک وقت حتی فیروزه ای هم همراه با رنگ سبز در کامپیوتر حذف شود. حواستان باشد که دارید با یک دوربین 4:1:1 با قیمت زیر 2 میلیون تومان تصویر می گیرید نه یک دوربین حرفه ای 20 میلیونی!

یک کار دیگر و البته کمی پر خرج تر استفاده از لامپ مهتابی است. اگر می توانید و حوصله اش را دارید ، روی چند تخته چند لامپ مهتابی را کار بگذارید (مثل نور های بیل بورد ها) این باکس نوری را پشت دوربین کار بگذارید. تصویر بدون سایه و یکدستی خواهید داشت.


چطور تصویربرداری کنیم؟

حالا که نورپردازی را تمام کردید می رویم سراغ تصویربرداری.

امکان دارد در فیلم شما یک یا چند پلان کروماکی وجود داشته باشد. طبیعتا حجم پایینی از فیلم شما کروماکی خواهد بود. امکان دارد فیلمتان را با یک دوربین هندی کم معمولی گرفته باشید .بهتر است برای نماهای کروماکی تان - که شاید یک نصفه روز وقت بگیرد - کمی خرج کنید و دوربین بهتری بگیرید. یک دوربین مینی دی وی 170 یا XL1s یا XL2 یا DVX100 برایتان مناسب است. قیمت اجاره یک روزش می شود حدود 17 هزار تومان. یک وقت به سراغ HDV ها نروید که هیچ فرقی برایتان در کروماکی نمی کند و کادر و سیگنالش هم متفاوت است. (اگر کل فیلم را HDV گرفته اید طبیعتا کروماکی را هم باید HDV بگیرید.) در هر صورت فرقی نمی کند. چه با یک دوربین نیمه حرفه ای یا یک دوربین خانگی. مهم این است که حداقل DV باشد.

قبل از هر کاری حتما تصویرتان را وایت بالانس کنید. این مهم است که رنگ ها دقیقا درست ضبط شود. وایت بالانس را بعد از اتمام نورپردازی و بر مبنای سوژه انجام دهید.

شاتر دوربین در حالت عادی 50 است. برای کروماکی شاتر را ببندید. 125 یا 250 خیلی مناسب است. اینطوری حرکت سریع سوژه مات نمی شود. در کروماکی گرفتن این کار باعث می شود تا سوژه و رنگ پرده با هم ادغام شوند. مثل وقتی که در عکاسی با سرعت پایین عکس می گیریم و سوژه در فریم مات می شود.

دیافراگم را بر مبنای شاتر تنظیم کنید. وقتی شاتر را می بندید طبیعتا دیافراگم را باید باز بگیرید. هر چقدر بازتر بهتر است. چون پرده محو تر و یکدست تر خواهد شد. (سوژه را حداقل 2 متر یا بیشتر جلوتر از پرده گذاشته اید دیگر؟(

هیچ افکت تصویری و افزایشگر دیجیتال به تصویر اضافه نکنید. Gain حتما صفر باشد.

اندازه قابتان را همینطوری نبندید. بدانید که دقیقا سوژه در تصویر نهایی چه نسبتی با کادر اصلی دارد. یک کلوز آپ در نهایت و با اضافه شدن تصویر ، باید با لنز واید گرفته شود یا نرمال یا تله؟. این خیلی مهم است که تصویر زمینه و تصویر سوژه از نظر فاصله کانونی با هم منطبق باشند. البته اهمیتش ربطی به کروماکی ندارد و یک بد سلیقگی یا حواس جمعی تکنیکی - آرتیستی است.


تدوین کروماکی

واقعا نمی توانم الان بگویم در هر نرم افزار چطور تدوین کروماکی بگیرید. اگر کروماکی گرفتید و رسیدید به تدوین ، همینجا بگویید با چه نرم افزاری کار می کنید که برایتان بگویم.( البته همه نرم افزار ها را واقعا نمی دانم. اما در مورد Avid Studio ، Avid Liquid ، EDIOS ، Final cut pro ، Video Toster ، Premier ، UOLID Video Impact ، Velocity ، After Effects ، Composition ، Commotion Effects در خدمتم.)

آنچه در همه این نرم افزارها مشترک است ، نحوه کار با کروماکی است. ابزار ها خیلی شبیه هم هستند . حالا بعضی ها حرفه ای ترند. هرچقدر نرم افزار در کروماکی قوی تر باشد ، کروماکی بهتری می گیرید.

هم نرم افزار های تدوین و هم نرم افزارهای تروکاژ (VFX) می توانند کروماکی بگیرند. نرم افزار های تروکاژ خیلی بهتر کروماکی میگیرند. اما کار با آنها برایتان سخت است.

ابزار کروماکی را در قسمت VFX یا FX پیدا می کنید. امکان دارد نرم افزار شما پرده آبی و سبز را جدا کرده یا همه ابزار کروماکی را در یک قسمت جمع کرده باشد. به هر حال وارد محیط کروماکی شوید.

وقتی تصویرتان را (که مسلما با FireWire کپچر کرده اید و 25mbs است و یک ساعتش می شود 12 GB ) در محیط کروماکی باز کنید ، به طور اتوماتیک رنگ آبی یا سبز شما حذف می شود. رنگ کروماکی حالا خودش را جای یک محیط ALFA می دهد. حالا شما در آن ALFA هر تصویری بگذارید ، به جای رنگ خواهید دید. دقیقا مثل قسمت های خالی یک تصویر در فتوشاپ که لایه پایینی اش را نشان می دهد. (باید یا Blue Screen را انتخاب کنید یا Green Screen)


چند اتفاق ممکن است بیفتد:

-امکان دارد همه بکراندتان اتوماتیک حذف شود و فقط سوژه بماند. آفرین شما , برنده شدید!. (البته راحتتان کنم ، هیچ وقت همان اول رنگ به طور کامل حذف نمی شود. ما به صورت تجربی کروماکی گرفته ایم نه در استودیو و با سیستم های چند ده میلیون تومان)

-امکان دارد بخشی از رنگ به همراه بخشی از بدن سوژه حذف شود. (مگر نگفته بودم که در انتخاب لباس ها و نور سوژه دقت کنید!(

-امکان دارد جز چند پیکسل مابقی تصویر حذف نشود.

در حالت دوم و سوم ، شما باید به سراغ ابزار کروماکی بروید.

یکی از ابزار مفید Trashold است. با استفاده از این ابزار می توانید دامنه سیگنال رنگ را کم و زیاد کنید.

ابزار بعدی Luma cutoff است. این ابزار تتمه نور قاطی شده با رنگ را می گیرد و رنگ را خالص می کند

ابزار دیگری هم هست به نام Smooth که البته در نرم افزارهای حرفه ای تر پیدا می شود. این ابزار رنگ آبی یا سبز (یا هر رنگی) را پایه می گیرد و کل پرده را به آن رنگ در می آورد و یکدست می کند.

LINEAR KEY هم می تواند حاشیه های ادغام شده با سوژه را حذف کند. هر چقدر شاتر بسته تر و بک لایت بهتری گرفته باشید ، این ابزار بهتر عمل می کند. حتی در صورت رعایت اینها شاید نیازی به آن نباشد.

ابزار های دیگری هم هست که حرفه ای تر و مخصوص YUV است.

آنقدر باید با درجه این ابزارها ور بروید تا کروماکی کامل شود. امکان دارد در نهایت نتوانید تصویر درست بگیرید و حاشیه سوژه دندانه دار شود. این یعنی رنگ و نور کروماکی درست نبوده یا به هر حال دوربینتان در مورد رنگ کم آورده. تنظیمات را کنسل کنید و وارد محیط رنگ نرم افزار تدوینتان شوید و سعی کنید با بالا و پایین کردن نسبت رنگ ها ، رنگ کروماکی را درست کنید. امکان دارد رنگ و نور سوژه هم به هم بریزد که فعلا مهم نیست. سعی کنید رنگ و نور پرده را هر چه می توانید یکدست تر کنید. حالا دوباره تنظیمات کروماکی را انجام دهید. قطعا بهتر خواهد شد. بعد از حذف کروماکی ، دوباره به محیط رنگ بروید و حالا نور تصویر را (که دیگر فقط نور سوژه است) به حالت اول برگردانید. اینطوری به کامپیوتر کلک زده اید.

حتی در پروژه های حرفه ای هم گاهی اوقات کروماکی درست از آب در نمی آید. در این مواقع هرچقدر با نرم افزار حرفه ای تری کار کنیم ، نتیجه بهتر است ، چون ابزار کامل تر است.

برای یک ویدئو کلیپ که مدیر تصویربرداری بسیار حرفه ای و معروفی هم داشت ، یک اتاق را 9 بار رنگ آبی زدند ، اما باز نتیجه در کروماکی خوب نبود. (با وجود اینکه کروماکی را با بتاکم گرفته بودند) من که تدوینگر و مدیر تروکاژ کلیپ بودم از 3 نرم افزار استفاده کردم و نشد. در نهایت پلان های کروماکی را در After effects درست کردم که زحمت زیادی هم برد. اگر به هیچ وجه نتوانستید تصویر کروماکی درست را بگیرید ، خیلی ناراحت نباشید. زحماتتان به باد نرفته. فقط شاید مجبور شوید گرفتن کروماکی را به یک استودیو بسپارید و هزینه اش را بدهید. اما در 70 درصد موارد می توانید با یک دوربین نیمه حرفه ای (مثل 170) کروماکی خیلی تمیز بگیرید. اینجوری مجبور نمی شوید 3 برابر پول اجاره یک روز دوربین را برای حذف کروماکی در یک استودیو خرج کنید. خیلی از کروماکی های صدا و سیما را با دوربین های معمولی DV می گیرند و تازه خیلی از موارد نورپردازی و تصویربرداری را هم انجام نمی دهند. اما نتیجه رضایت بخش می شود.


کروماکی می تواند دامنه تجربیاتمان را در فیلم های تجربی و کوتاه گسترده تر کند. حتی افق خیالمان را هم در فیلمها بازتر می کند. فقط باید بدانیم دقیقا چه استفاده ای می شود از آن کرد. نکات فنی اش را تا آنجا که می توانستم گفتم. ریزه کاری های آرتیستی اش فقط با تجربه به دست می آید.



آموزش فوکوس صحیح

نکات پیشرفته برای ثبت عکس های واضح و شفاف و فوکس

در این آموزش نحوه فوکوس صحیح را یاد خواهید گرفت . جیمز براندون عکاس حرفه ای آمریکایی برای شما نکات پیشرفته ای را در مورد مورد نحوه فوکاس صحیح در عکاسی توضیح می دهد که با رعایت آنها (بعد از در دست گرفتن صحیح دوربین)  می توانید درصد موفقیت خود در ثبت لحظات کلیدی را بطور چشمگیری افزایش دهید.  


 

سوالی که معمولاً عکاسان از من می پرسند این است که چرا آنها نمی توانند عکس هایی به شفافیت آنچه که در اینترنت می بینند بگیرند. این یک سوال تکراری است، و این واقعاً  من را مجبور به فکر کردن در مورد تمام نکاتی که من هنگام گرفتن عکس های خودم به کار می برم، می کند. مطمئناً نکات واضحی مانند درست گرفت دوربین در دست، آرام فشردن شاتر به جای ضربه زدن به آن، خم کردن آرنجها به داخل و بقیه موارد وجود دارد. اجازه بدهید که بگویم هنوز هم بعضی وقتها پیش می آید که من عکسهای تار بگیرم. همانطور که همه عکاس های حرفه ای این کار را انجام می دهند. اما تنها اختلافی که هست این است که ما آنها را به اینترنت ارسال نمی کنیم.اما شرط می بندم که خیلی کمتر از عکاس های دیگر این کار را انجام می دهم و برای این کار دلایل روشنی وجود دارد. گرفتن عکس های شفاف شامل ترکیبی از چند تکنیک مختلف است، و وقتی آنها را (تکنیکها) کنار یکدیگر قرار می دهیم می توانیم تصاویری با بالاترین حد شفافیت بدست بیاوریم.  

 

اتو فوکوس


 

به طور صادقانه می توانم بگویم که حدود %90 از عکاسانی که من با آنها صحبت کردم  از این ویژگی که تقریباً در تمام دوربین ها وجود دارد استفاده نمی کنند. هر وقت که از عکاسان سوال می کنم که چگونه روی سوژه خود فوکاس می کنند، جواب این است که آنها برای فوکاس روی سوژه شاتر را تا نیمه فشار می دهند، بعد برای گرفتن عکس آن را تا انتها فشار می دهند. مشکل این روش این است که هربار که می خواهید عکس بگیرید دوربین شما سعی می کند دوباره روی موضوع فوکاس کند. چه اتفـاقی می افتـد اگر موضـوع شما 1 نفـر در دوردـست باشد و جمـعیت زیادی بـین شـما و موضوع در حال راه رفتن باشـند؟ شما نمی توانید فقط روی فاصله تمرکز کنید و عکس را بگیرید. به جای آن باید برای یک دید خوب نسبت به موضوع صبر کنید و امید این را داشته باشید که وقتی در حال فوکاس کردن هستید کسی از بین شما عبور نکند.
در بیشتر (تقریباً همه) دوربین ها، دکمه ای در پشت دوربین به نام “AF On” وجود دارد. در قسمت منو، شما می توانـید این دکمـه را به عنوان شاسی فوکاس خود قرار دهـید. با این روش، شما ابتدا فوکاس دوربین را میزان می کنید و سپس می توانید به تعداد مورد نیاز عکس بگیرید. نقاط فوکاس در حین گرفتن تمامی عکس ها ثابت می ماند و شاتر فقط به عنوان یک شاتر مورد استفاده قرار می گیرد.

AF  تک نقطه ای


یکی از کشفیات جالبی که عکاسان در دوربین خود به آن دست می یابند تشخیص تفاوت بین این که اجازه بدهید که دوربین شما تصمیم بگیرد که چگونه کاری را انجام دهد، و یا به دوربین بگوئید چه کاری انجام دهد می باشد. بیشتر عکاسان شاتر را تا نیمه فشار می دهند و دوربین تصمیم می گیرد که روی چه چیزی فوکاس کند. در بیشتر موارد، دوربین انتخاب درستی می کند. این معمولاً به این خاطر است که موضوع در کادر برجسته (قابل تشخیص) است و دوربین به راحتی می تواند با توجه به کنتراست های موجود در صحنه نقطه مورد نظر را برای فوکاس تشخیص دهد. استفاده از این روش ساده در بسیاری از موارد خوب است، اما اگر شما مبادرت به استفاده از لنزهای حرفه ای با عمق میدان کم کنید، عکسهای شما به شدت آسیب می بیند.

اگر سوژه 3 متر از شما فاصله داشته باشد و شما عکس خود را با f 2.8 در 200 میلی متر گرفته باشید، عمق میدان شما فقط 3 سانتیمتر عمق خواهد بود. این به آن معنی است که دامنه فوکاس شما فاصله بین 298 تا 302 سانتیمتری را پوشش می دهد. آیا شما می خواهید تنظیم فوکاس در عمق میدان 4 سانتیمتری را به دوربین خود بسپارید؟ چه اتفاقی می افتد اگه دوربین روی نوک بینی فوکاس کند؟ در این حالت چشم های سوژه از دامنه فوکاس خارج می شود.
دوربین شما باید دکمه ای داشته باشد (قسمت بالای سمت راست تصویر) که تنظیم کننده حالت فوکاس دوربین  است. حالت پیش فرض این است که دوربین تمام نقاط فوکاس را به کار می گیرد تا نقطه فوکاس اصلی را تعیین کند. اما شما می توانید با فشردن دکمه مربوط به فوکاس و با استفاده از دکمه های چهار جهته پشت دوربین تعیین کنید که نقطه فوکاس باید کجا باشد. حالا وقتی می خواهید روی سوژه خود فوکاس کنید بجای تمام نقاط فوکاس فقط یک نقطه که شما آن را انتخاب کرده اید فعال خواهد بود. حالا اگر می خواهید روی چشم های سوژه خود فوکاس کنید، نقطه فوکاس را روی چشم سوژه قرار دهید و خیلی ساده دکمه AF-ON را فشار دهید. فوکاس روی قسمت مورد نظر در کادر انجام می شود. حالا تنها چیزی که لازم است نگران آن باشید حرکت است. 


تعقیب سوژه با تنظیم فوکاس بر روی AI Servo



 

اسم جالب، کاربرد مفید. اگر می خواهید حالت AI Servo را کشف کنید خارج کردن دوربین از حالت "on shot" می تواند انقلابی در عکاسی شما ایجاد کند. مثالی از اینکه چگونه این حالت کار می کند: شما در آخر مراسم عروسی مشغول عکاسی هستید. در انتهـای راهرو هسـتید و عروس و داماد به سمت شما گام بر می دارند. شمـا در دیافراگم را روی f/2.8 تنظیم کرده اید زیرا فضا تاریک است و شما می خواهید اجازه دهید تا حدی که امکان دارد نور بیشتری به داخل لنز راه یابد. عمق میدان شما 15 سانتیمتر است. در حالت "on shot"، دوربین شما  هر بار که شاتر را نیمه فشار می دهید روی سوژه فوکاس می کند. بعد شما باید شاتر را برای گرفتن عکس فشار دهید. با عمق میدان 15 سانتیمتری، و در حالی که عروس و داماد در کنار هم به سمت شما حرکت می کنند، فرصت شما برای گرفتن عکسی با فوکاس روی آنها خیلی محدود است. یک استراتژی این است که فقط سعی کنید و سریع باشید، دکمه شاتر را به صورت پی در پی و در حد امکان سریع تا نیمه و سپس تا انتها فشار دهید. یک استراتژی دیگر این است که یک نشانه در راهرو را در نظر بگیرید و فوکاس را روی آن محدوده تنظیم کنید و منتظر بمانید تا سوژه ها به آن نشانه برسند، بعد عکس را بگیرید. این یک جور استفاده یا هدر دادن شانس است، و شما فقط یک شانس دارید، بهتر است آن را در یک مراسم عروسی امتحان نکنید!


استفاده از AI Servo

وقتی شما حالت فوکاس دوربین خود را به AI Servo تغییر می دهید، همه چیز تغییر می کند. این حالت به عنوان یک تنظیم استاندارد ، از دهه 80، با درخواست تعداد زیادی از عکاسان ورزشی که احتیاج به راه بهتری برای فوکاس بر روی موضوعات در حال حرکت داشتند، بر روی دوربین ها قرار گرفت. با فعال بودن این حالت، حالا دوربین شما فوکاس را روی عروس و داماد در حال حرکت  به سوی شما حفظ می کند  و در هر قدم آنها را همراهی می کند. این حالـت در حـالی که سوژه  در حال نزدیک شدن یا دور شدن از شماست کاربرد دارد. در منو تنظیمات برخی دوربین ها، شما حتی می توانید میزان حساسیت تعقیب سوژه را نیز تنظیم کنید.
 


مثال هایی از کاربرد مطالب ذکر شده

 
این عکس متعلق است به جلسه ملاقات و خوش آمد گویی با گروه Jars of Clay ، در کنسرتی در شهر آستین، در تگزاس. مدیر به همه گفت که برای عکس گرفتن عجله نکنید و تا پایـان برنامه صبر کنید به خاطـر اینکه عکـس های مربوط به ملاقات و خوش آمدگویی خسته کننده می شوند. من آن را به عنوان یک چالش در نظر گرفتم. صبورانه منتظر لحظه مناسب نشستم و وقتی دیدم خواننده اصلی مستقیم به لنز من نگاه کرد، عکس را گرفتم.
با روش فوکاس معمولی، این عکس قابل گرفتن نبود، و من دوست ندارم دل به شانس ببندم. اگر از فوکاس خودکار استفاده می کردم، چگونه دوربین من می فهمید که روی صورت او (خواننده اصلی) فوکاس کند، نه چیز دیگری در کادر؟ به جای استفاده از فوکاس خودکار، از فوکاس تک نقطه ای استفاده کردم و نقطه فوکاس را روی صورت خواننده اصلی قرار دادم. بعد با استفاده از دکمه پشت دوربین فوکاس را روی صورت او قفل کردم  و منتظر لحظه مناسب شدم. وقتی او به سمت من نگاه کرد، تقریباً همه کارها انجام شده بود، تنها کاری که باید انجام می دادم فشار دادن شاتر بود.
 


 این یکی از عکسهای مورد علاقه من است. پسر بچه خواهرزاده من است که توسط پدرش بیلی چرخانده می شود. فکر می کنم این عکس مظهر عشق بین پدر و پسر است، و چه پرده ای برای پس زمینه بهتر از یک زمین صاف است؟ با تنظیمات پیش فرض دوربین، احتمال ثبت چنین تصویری تقریبا صفر است. مطمئناً شما می توانید دعا کنید، و امید داشته باشید که به نتیجه برسید، ولی اگر نشد چی؟ فرصت از دست رفته است! برای این عکس، من یک نقطه را در بین نقاط فوکاس فعال کردم و از حالت al servo برای دنبال کردن خواهرزاده ام هنگام چرخش استفاده کردم. به خاطر این که دکمه فوکاس اتوماتیک پشت دوربین و همچنین حالت al servo را فعال کرده بودم، توانستم دکمه قفل فوکاس را با انگشت  شست نگه دارم تا وقتی او می چرخد فوکاس روی او حفظ شود. حالا می توانستم با انگشت اشاره شاتر را فشار دهم. به من اعتماد کنید، این ابزار وقتی شما می خواهید مانند این عکس ، با عمق میدان کم عکاسی کنید بسیار کاربرد دارد.     

 

 
من این عکس را بهار گذشته زمان یک عکاسی خانوادگی  گرفته ام. من زمان کمی داشتم تا این پسر کوچک را جلوی دوربین نگه دارم و باید با سرعت همه چیز را محاسبه می کردم. با دیدن سکو با پسر بچه شرط بستم که او اصلاً نمی تواند از روی آن بپرد چون این کار مخصوص پسرهای بزرگ است. این تمام آن چیزی بود که او می خواست! در طول چند ثانیه با لبخندی در صورت او بالای سکو بود، آماده برای اثبات اینکه من اشتباه می کنم. دوباره، من از حالت  Al servo استفاده کردم و با استفاده از دکمه پشت دوربین، آن را فعال نگه داشتم .من این عکس را در حالی که او تقریباً فرود سختی را انجام داد گرفتم.

 

 

این عکس در ساحل کارلزبد در کالیفرنیای جنوبی گرفته شده است. این دختر موج سوار از وجود دوربین من آگاه شد و به سمت ساحل دوید برای خوش آمد گویی و صحبت در مورد عکاسی. او هم یک عکاس بود و می خواست مطمئن بشود که تا موقعی که خودش را خشک می کند عکسی از او نگیرم! هنگامی که برای موج سواری دوباره به سمت دریا برگشت، من این عکس را از او گرفتم. من تک نقطه AF را پشت او قرار دادم، بعد دکمه فوکاس را نگه داشتم بنابراین فوکاس دوربین من او را هنگامی که از من دور می شد تعقیب می کرد. وقتی که لحظه مناسب فرا رسید، من شاتر را فشار دادم . این نکته کلیدی کار بود.


نتیجه گیری

کشف این نکات واقعا کار من را متحول کرد، و آنها همیشه ،در حال حاضر و در آینده بخشی از جریان کار من خواهند بود،. من تقریباً در 90% اوقات از حالت al servoاستفاده می کنم. تنها زمانی که استفاده نمی کنم موقعی است که برای دوربین خیلی تاریک است تا بتواند بدون نور فلش فوکاس کند. برای استفاده از نور فلاش در فوکاس شما باید دوربین را  در حالت "  One Shot " به جای حالت al servo قرار دهید.. من از حالت فوکاس تمام خودکار شاید در 1% اوقات استفاده می کنم.
اگر این نکات برای شما جدید است، من اصرار دارم که از هر کاری که می کنید دست بکشید و یک عکس بگیرید.  من قبول دارم  که عادت به استفاده از دکمه قفل فوکاس مقداری زمان می برد، اما در نهایت برای شما عادی می شود.
حالا برو بیرون و تعدادی عکس بگیر! 



تفاوت در فرمت های ویدئویی


تفاوت در فرمت های ویدئویی

همانطور که می‌دانید، برنامه‌ها و اپلیکیشن‌های بسیاری از قبیل KMplayer و VLC وجود دارد که تقریبا می‌توانند هر فرمت ویدیویی را روی کامپیوتر شما اجرا کنند. اما واقعا چرا این همه فرمت ویدیویی مختلف داریم؟ آیا در حقیقت تفاوت زیادی میان DivX و XviD یا MP4 و MKV وجود دارد؟ هنگامی‌که یک دی وی دی را تبدیل می‌کنیم یا به شکار و دانلود فیلم روی اینترنت می‌رویم، بهتر است به دنبال کدام فرمت باشیم؟



دنیای فرمت‌های ویدیویی می‌تواند بسیار گیج کننده باشد، اما تنها چند نکته کوچک وجود دارد که واقعا لازم است آنها را بدانیم. اولین نکته قابل اشاره این است که فرمت ویدیویی چیزی گسترده تر از همین پسوند فایل‌های ویدیویی است. پسوندی مانند AVI در حقیقت یک codec با فشرده ساز ویدیویی نیست، بلکه فقط یک ظرف یا container است. container یک فرمت خاص فایل است که می‌تواند codecهای مختلفی از قبیل DivX یا x264 را برای فشرده سازی اطلاعات استانداردهای ویدیویی مشخصی (مانند MPEG‪-‬۴ و H‪.‬۲۶۴)، مورد استفاده قرار دهد.


codec چیست؟

بسیاری از ویدیوهایی که شما از دور و اطراف جمع می‌کنید، به شکلی فشرده شده اند، یعنی اینکه به گونه ای تغییر یافته و اصلاح شده اند که فضای کمتری از‌هارد دیسک کامپیوتر شما را اشغال کنند. برای مثال، یک دیسک بلوری معمولا حدود ۳۰ تا ۵۰ گیگابایت حجم دارد، که برای یک فرد عادی خیلی بیشتر از آن است که بخواهد آن را دانلود کرده یا روی‌هاردش نگهداری کند. پس ما فیلم‌ها را فشرده می‌کنیم تا آنها را بهتر مدیریت و نگهداری کنیم، هرچند که معمولا کمی‌از کیفیت تصویری آنها را از دست می‌دهیم.

 

یک codec اطلاعات را فشرده ساخته و از حالت فشرده خارج می‌کند. کدک فایل ویدویی را ترجمه کرده و تعیین می‌کند که چگونه بر روی صفحه نمایش داده شود. معمولا تعداد زیادی codec به صورت پیش فرض بر روی کامپیوتر شما نصب هستند. اما شما می‌توانید بسته‌های آماده codec اضافی را هم برای امکانات بیشتر بر روی سیستم عامل تان نصب کرده و یا اینکه از برنامه‌های پخش ویدویی قدرتمندی همچون VLC و KmPlayer استفاده کنید.

دو بسته codec مناسب که استفاده از آن می‌تواند شما را از نصب بسیاری برنامه‌های جانبی بی نیاز کند، عبارتند از:

K-Lite Basic

Combined Community Codec Pack

و برخی از codec‌های رایج و مشهور:


FF mpeg:

که شامل فرمت‌هایی همچون MPEG-2 که در دی وی دی استفاده می‌شود و فرمت MPEG-4 که فرمت استاندارد اپل در آی تیونز استور است‫.‬


DivX:

با نوع مشخصی از فایل‌های MPEG-4 کار می‌کند و معمولا برای Rip و تبدیل دی وی دی‌ها در دوران قبل از روی کار آمدن کیفیت‌های HD استفاده می‌شد‫.‬


XviD:

یک نسخه بازمتن از DivX است که در سایت‌های اشتراک فیلم بسیار محبوبیت دارد‫.‬


x264:

که ویدیوهای با فرمت H.264 را فشرده می‌کند و برای ویدیوهای اچ دی بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد‫.‬ فرمت ویدویی H.264 با نام MPEG-4 AVC هم شناخته می‌شود‫.‬

البته codec های بسیار متفاوتی در بازار موجود است و واقعا با همراهی انواع مختلف استانداردهای MPEG می‌توانند حسابی گیج کننده باشند. اما به نظرم بهتر است که خودتان را چندان درگیر آنها نسازید و فقط مواردی را که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم، به خاطر بسپارید.


Container چیست؟

یک Container در واقع یک بسته از فایل‌ها است که در ظاهر به صورت یک پسوند و فایل واحد مورد استفاده قرار می‌گیرد. معمولا Container ترکیبی از یک کدک ویدیویی و یک کدک صوتی و چیزهای دیگری از جمله زیرنویس است. کانتینرها به شما اجازه می‌دهند که یک codec برای ویدیو و یک codec برای صدا انتخاب کنید. که با این روش صدای دالبی را با کیفیت بالایی به همراه ویدیویی فشرده و کم حجم در اختیار خواهید داشت. یا اینکه می‌توانید صدا را به صورت فشرده و mp3 درآورید تا فایل نهایی فیلم تان جای کمتری را اشغال کند. یک فایل کانتینر به شما این امکان را می‌دهد که کنترل بیشتری بر روی نحوه ضبط یا تبدیل فیلم‌های تان داشته باشید. Containerهای مشهور و پرکاربرد عبارتند از:

AVI

Matroska: که به صورت پسوند MKV استفاده می‌شود

MP4: که بیشترین محبوبیت را در فروشگاه آی تیونز اپل دارد‫.‬ البته گاهی اوقات به صورت پسوند M4V هم دیده می‌شود، اما در واقع همان کانتینر یکسان است‫.‬

MOV: که توسط اپل ایجاد شده است

تفاوت مهم میان کانتینرهای مختلف تنها در کدک‌های متفاوتی که پشتیبانی می‌کنند نیست، بلکه در دیگر امکاناتی است که در اختیارتان می‌گذارند، همانند بخش بندی یا زیرنویس‌ها. این روزها MKV یک کانتینر به شدت محبوب است. دلیل اصلی آن هم پشتیبانی از تقریبا همه کدک‌های ویدیویی موجود و قابلیت‌های کاربردی و از همه مهم تر بازمتن بودنش است.

خب، از کدامیک باید استفاده کنیم؟

این روزها اگر گشتی در وب بزنید تنها با تعداد کمی‌کانتینر و کدک ویدویی روبرو می‌شوید. DivX و XviD (همان همراه بازمتن DivX)در ویدیوهای با کیفیت استاندارد یا SD مانند فیلم‌های تبدیل شده از روی دی وی دی، پرکاربرد هستند . اما کم کم از رده خارج می‌شوند و حالا دیگر برای تبدیل دی وی دی به کار نمی‌روند. برنامه محبوبی همچون Handbrake از سه کدک ویدیویی و دو کانتینر پشتیبانی می‌کند. H‪.‬۲۶۴ که در Handbrake به صورت پیش فرض مورد استفاده قرار می‌گیرد، بهترین کیفیت را در اختیار شما قرار می‌دهد. اما اگر بیش از کیفیت نگران حجم و سرعت کار هستید، می‌توانید سراغ MPEG‪-‬۴ بروید.

هر دو کانتینر MKV و MP4 از استاندارد ویدیویی اچ دی H‪.‬۲۶۴ پشتیبانی می‌کنند، اما معمولا همیشه استفاده از MKV به دلیل قابلیت‌های بیشتری که دارد، پشتیبانیش از کیفیت صدای بالاتر و مهم تر از همه بازمتن بودنش، بهتر است. تنها ایراد MKV این است که همه برنامه‌ها و دستگاه‌ها از آن پشتیبانی نمی‌کنند. بنابراین اگر می‌خواهید ویدیو را روی آی پد، اپل تی وی یا ایکس باکس ۳۶۰ خود بگذارید، بهتر است همان پسوند MP4 را انتخاب کنید. اما اگر قصد تماشای آن با VLC یا KMPlayer و XBMC یا دیگر برنامه‌هایی که از پسوند MKV پشتیبانی می‌کنند را دارید، در انتخاب آن شک نکنید.



تدوین چیست ؟ تدوین کار کیست؟ تجهیزات تدوین چیست؟

 

تدوین چیست ؟

تدوین کار کیست؟

تجهیزات تدوین چیست؟


در صورتی که دوست دارید به پاسخ سوالات بالا برسید و یا اطلاعاتتون از تدوین بیشتر شود ادامه متن را بخوانید .


http://www.cybercollege.com/pix/editor23.jpg


در دنیای واقعی، آنچه در برابر دیدگانِ ما می‌گذرد، همه‌ی آن چیزی نیست كه وجود دارد.ما می‌بینیم، حس می‌كنیم و آن را همه‌ی واقیعت می‌پنداریم . اما در واقع چنین نیست. ذهن ما ناخودآگاه به انتخاب دست می‌زند و آنچه كه می‌بینیم تمام آنچه كه وجود دارد ، نیست؛

بلكه آن است كه ما خواسته‌ایم و انتخاب نموده‌ایم.نگاه ما در یك خیابان شلوغ تنها كسانی و چیزهایی را ثبت می‌كند كه ما توجه خود را بر آن‌ها متمركز كرده‌ایم. این بدان معنا نیست كه ما افراد یا اشیاء دیگر را ندیده‌ باشیم،بلكه تمامی آنچه در حوزه دید عدسی چشم است بر اساس كاركرد فیزیولوژیكی چشم ثبت می‌شوند، اما كار اصلی را ذهن است كه انجام می‌دهد؛ یعنی انتخاب.

این گونه است كه بسیاری از افراد و رویداد‌ها را به یاد نمی‌آوریم و بسیاری از چیزهای آشكار در برابر ما پنهان می‌مانند، كه چه بسا قابل توجه‌تر از آنچه ما از نظر گذرانده‌ایم، بوده است.بدین گونه است كه در دنیای فیلم “ تدوین ” همان نقش ذهن را در واقعیت به عهده دارد.بدین معنی كه آنچه پنهان است، آشكار می‌كند و آنچه آشكار است اما نیازی به دیدن آن نیست، پنهان؛ یعنی انتخابِ بهترین تصویر برای دیدن.



بقیه متن در ادامه مطلب



ادامه نوشته

چگونه یک کلیپ بسازیم ؟ (۱۰ تکنیک ساخت یک کلیپ)



http://www.brpvideo.com/Quickstart/ImageLib/878_Green_Screen_Studio.jpg


این روزها ساختن کلیپ مد شده است و هرکس با داشتن فقط یک عدد دوربین فیلمبرداری و یک کامپیوتر بدون داشتن هرگونه تجربه کلیپ می سازد و سپس خود را کلیپ ساز جا می زند . پس بهتر است که شما هم جا نمانید و به این جرگه بپیوندید با این تفاوت که کار شما از نظر فنی بسیار برتر خواهد بود البته اگر با من گام به گام پیش بیایید .


http://chromakeygreen.org/wp-content/uploads/2009/Green-Screen-Lighting---Camera-Check.jpg

قبل از ادامه بهتر است که مفهوم کلیپ را روشن کنم . کلیپ در واقع یک فیلم موزیکال است و یا یک ترانه تصویری . کلیپ با آن چه شما این روزها با نام عامیانه Show می بینید متفاوت است در واقع نام رسمی آن ها Video است که فاقد هرگونه انسجام ساختاری بوده و فقط شامل تصاویری سریع و جامپ کات هایی از خواننده و ( استغفرالله!!!) خدم و حشمی که در حال حرکات موزون (!) می باشند و اگر هم در ایران تولید شده باشد که دو نفر جنس مخالف دنبال هم می افتند و برای هم قرو غمزه ول می کنند.به هر حال در این مقاله مراحل ساخت یک کلیپ منسجم ، فنی و زیبا را آموزش خواهم داد .


( قبل از همه فرض را بر این گذاشته ام که قصد ساخت کلیپی برای یک ترانه را دارید . )



بقیه متن در ادامه مطلب


ادامه نوشته